از دیدگاه کاربر، عملکرد لاستیک را می توان در دو نکته خلاصه کرد: نکته اول این است که لاشه باید محکم و بادوام باشد، یعنی مشکلاتی مانند ترکیدن و نشت هوا بی دلیل در حین رانندگی پیش نیاید. ; نکته دوم این است که آج باید زمین باشد. ساده به معنای رانندگی صاف، عملکرد ترمز قابل اعتماد و مقاومت خوب در برابر سایش آج است. به بیان ساده، مشکلی بیش از یک مشکل لاشه و مشکل آج نیست و این دو مشکل را هنوز هم می توان با یکدیگر ترکیب کرد، زیرا زمانی که خودرو در حال رانندگی است، این ساختار لاشه است که عملکرد آج را تعیین می کند. . بازی.

در مرحله بعد، بیایید با Aotaijun بحث کنیم که چگونه ساختار تایر عملکرد تایر را تعیین می کند. این نیز باید از دو جنبه عمده مورد تحلیل قرار گیرد:
1. ساختار لاشه شکل آج را تعیین می کند و بنابراین خواص مختلف تایر را که مستقیماً با شکل آج مرتبط است تعیین می کند.
شکل آج لاستیک و تغییرات آن در حین رانندگی از عوامل مهم موثر بر عملکرد لاستیک است. تایرهای رادیال از اثر سفت شدن لایه تسمه بهره می برند. تحت فشار باد معمولی، تاج و شانه اساساً در یک راستا نگه داشته می شوند. با این حال، به دلیل فشار باد زیاد لاستیک های باربر، تاج نیز کمی برآمده است، اما انحنای آن به اندازه لاستیک های بایاس نیست. خیلی بزرگه
عملکرد تحت تاثیر شکل آج عبارتند از:
1) ثبات رانندگی:
همانطور که آج از قوس به خط مستقیم تغییر می کند، عرض موثر تماس آج با زمین افزایش می یابد تا زمانی که شانه لاستیک و تاج لاستیک به طور همزمان با زمین برخورد کنند، که به طور قابل توجهی پشتیبانی جانبی خودرو را بهبود می بخشد و آن را پایدارتر می کند.
2) فاصله ترمز کوتاه شده است
آج صاف به حفظ چسبندگی به زمین کمک می کند و در نتیجه فاصله ترمز را کوتاه می کند.
3) مقاومت غلتشی
هنگامی که خودرو ساکن است، سطح تماسی بین آج و زمین وجود دارد که معمولاً به عنوان قالب شناخته می شود. از آنجایی که آج تایر بایاس قوسی شکل است، ردپای آن بیضی شکل است، با فاصله جلو تا عقب بزرگتر و فاصله کناری باریکتر، در حالی که رد پای تایر رادیال به یک مستطیل نزدیکتر است و از جلو به عقب کوتاهتر است. فاصله عقب و فاصله جانبی زیاد. وقتی فشار یکسان باشد، نواحی چاپی این دو تقریباً برابر است. این دلیل اساسی است که تایرهای رادیال مقاومت غلتشی کمتری دارند.
4) ضد لغزش
چه در یک خط مستقیم رانندگی کنید و چه در مسیر چرخش، آج صاف همیشه می تواند باعث شود تا الگوی لاستیک به طور موثرتری با زمین تماس پیدا کند، چسبندگی لاستیک را افزایش دهد و احتمال لغزش از کنار را کاهش دهد.
5) مقاومت در برابر سایش
چرا آج های صاف مقاومت سایش بهتری دارند؟ اساسی ترین دلیل نیز شکل آج است. زیرا:
اولاً، در طول رانندگی، شکل آج لاستیکهای رادیال اساساً بدون تغییر باقی میماند، بنابراین ضایعات کمتری وجود دارد، تولید گرما کمتری وجود دارد و خستگی و پیری مواد کندتر از لاستیکهای بایاس است.
ثانیاً، هر چه آج صاف تر باشد، تنش یکنواخت تر می شود، به خصوص فشار روی تاج به میزان قابل توجهی کاهش می یابد و کاهش تنش شرط لازم برای بهبود مقاومت به سایش آج است. یک عامل مهم در سایش آج، نیروی خراش دادن زمین است. هر چه نیروی خراش بیشتر باشد، آج سریعتر سایش می شود. برای آج هایی با تاج بلند، قسمت تاج بیشترین فشار را تحمل می کند که به تدریج به سمت شانه ضعیف می شود، بنابراین شانه بیشترین نیروی خراش را تجربه می کند. این منجر به این پدیده می شود که لاستیک همیشه از قسمت تاج شروع به سایش می کند و سپس به کل آج منبسط می شود. برخی از لاستیکهای رادیال به دلیل بالا بودن تاج، تاج را میپوشند.
سوم، مستعد پوشیدن غیر عادی نیست.
2. ساختار تایر نیز مستقیماً عملکرد خود لاشه را تعیین می کند. عمدتاً در:
1) قوام محیطی خط مرکزی تاج.
لایه تسمه لاستیک های رادیال می تواند اطمینان حاصل کند که خط مرکزی آج با خط مرکزی تاج مطابقت دارد، یعنی تعادل نیروی گریز از مرکز در طول چرخش با سرعت بالا به طور قابل توجهی بهتر از تایرهای بایاس است.
2) استحکام و قابلیت نگهداری دیواره جانبی
با مشاهده از کنار، سیم های فولادی لاستیک های رادیال مانند دنده های فن چیده شده اند. هر سیم فولادی روی خط شعاع قرار دارد. از آنجایی که لاستیک های رادیال معمولاً ساختار لاشه ای تک لایه دارند، سیم های فولادی نه روی هم قرار می گیرند و نه از یکدیگر عبور می کنند. شکاف های بین سیم های فولادی توسط لاستیک (که معمولاً به عنوان "لاستیک دیواره جانبی" شناخته می شود) مهر و موم می شوند. دیواره های جانبی لاستیک های رادیال به شکل فن است. هنگامی که توسط نیروی خارجی سوراخ می شوند، مستعد ترک هستند و قابل تعمیر نیستند.
3) تولید گرمای بدن جنین
دو بخش اصلی برای تولید گرمای لاشه وجود دارد. یک قسمت از مواد اسکلت لاشه و لاستیک دیواره کناری و قسمت دیگر از هوای تایر می آید. دلایل اصلی تولید گرمای لاشه عبارتند از: اول اینکه لاشه تایر تحت بار تغییر شکل میدهد. هنگامی که خودرو می چرخد یا سطح جاده موج دار است، شکل لاستیک به راحتی به دلیل تأثیر نیروی جاده و وزن خود خودرو تغییر شکل می دهد. مورد دوم این است که بار دینامیکی لاستیک به طور مداوم در حال حرکت خودرو در حال تغییر است، بنابراین لاشه کشیده و منقبض می شود. سوم اینکه تغییر شکل لاشه و انبساط و انقباض مواد اسکلت باعث فشردن مکرر و جریان هوا در لاستیک می شود. در واقع، دو عنصر کلیدی در تولید گرما تایرها وجود دارد، یعنی انرژی داخلی و حرکت مواد. وقتی انرژی درونی یک ماده برانگیخته می شود، گرما تولید می شود. انرژی گرمایی یکی از خواص اساسی ماده است و حرکت شرط تحریک است. طراحی لاستیک ها برای کاهش حرکت های غیر ضروری تا حد امکان است. فقط به این ترتیب استفاده از همان مواد باکیفیت به طور طبیعی باعث کاهش تولید گرما می شود.
4) عملکرد بارگذاری
عملکرد حمل بار تایر نه تنها با استحکام و کمیت مواد قاب، بلکه با استحکام حلقههای سیم نیز تعیین میشود. زاویه بین سیم فولادی لاشه و مسافر تایر رادیال یک زاویه قائمه است. به طور کلی اعتقاد بر این است که آرایش تایرهای رادیال می تواند عملکرد استحکام مواد اسکلت را بهتر اعمال کند. این در واقع یک سوء تفاهم است. جزء نهایی تحمل کننده تنش لاستیک حلقه سیم است و هر دو سر سیم های فولادی لاشه به حلقه سیم ثابت می شوند. نیروی اعمال شده توسط تایر فقط یک نیروی کششی ساده نیست، بلکه عمدتاً نیروی انبساط خارجی فشار داخلی گاز است. این کشش عمود بر دیواره داخلی تایر است. به عبارت دیگر، مهم نیست که زاویه بین طناب و مسافر چقدر باشد، نیرویی که توسط فشار داخلی به بند ناف وارد میشود همیشه عمودی است. علاوه بر این، هنگامی که دو سر ثابت هستند و فاصله بین نقاط انتهایی بدون تغییر باقی میماند، چه الیاف باشد یا یک سیم فولادی، خواص فیزیکی آن مانند مقاومت شکستگی و مقاومت کششی به دلیل تفاوت بین نقطه یا خط ثابت تغییر نخواهد کرد. (مانند مسافر) و خودش. با تغییر زاویه تغییر می کند. به این معنا که طراحی ساختاری لاستیک با استحکام حلقه سیم فولادی و مواد قاب، اندازه حفره لاستیک و فشار باد تعیین می شود.

همچنین این دیدگاه وجود دارد که 70٪ از قدرت بارگذاری تایرهای رادیال روی لایه تسمه متمرکز است، اما این وضعیت واقعی نیست. شدت بار لایه تسمه با نسبت سطح مقطع تایر نسبت معکوس دارد. هر چه نسبت ابعاد کوچکتر باشد، شدت بار لایه تسمه بیشتر است و بالعکس.
